روح من از انتقام دوری گزید




نیـــازی بـه انتــقام نیـست !

فـقط مـنتظر بـمان ..

آنـها کـه آزارت مـی دهند

سرانـجام بـه خـود آسیـب مـی زنند ..

و اگـر بـخت مـدد کنـد،

خــداوند اجـازه مـی دهد که تماشاگرشان باشی …!

اللهم الغفرلی..


اگر تنهاترین تنها شوم، ...

هر كس به خدا توكل كند، دشوارى ها براى او آسان مى شود


نگران فردایت نباش ..

خدای دیروز و امروزت،

فردا هم هست


همین خوبه، که تو هستی



تا تو هستی که دستانم را بگیری،

آرزو میکنم که هر روز زمین بخورم..

کاش تابستان ها هم هوا برفی بود


آنچنان مهر توام در دل و جان، جای گرفت × که اگر سر برود از دل و از جان نرود


شب سردیست دلم دیده ی تر میخواهد

دل آشفته ی من از تو خبر میخواهد

قهوه و شعر و خیال تو و این باد خنک

باز لبخند بزن قهوه شکر میخواهد

امشب آبستنم از تو غزلی شورانگیز

با خبر باش که این طفل، پدر میخواهد

غارتم کرده ای و خنده کنان میگویی

صید دل از کف یک سنگ هنر میخواهد

ترس در جام دلم ریخت در این راه اگر

یادم آمد سفر عشق، جگر میخواهد

صبر کن ای دل که صبرت سیرت اهل صفاست


من صبورم اما. .

آه این بغض گران،

صبر چه میداند چیست؟!