مرا ببــخش..

خدایــــا..
مرا ببخش..
تــو را می پرستم ولی هنوز از بت پرستی دست بر نداشتم
هنوز نتوانسته ام خود را به تــو قانع کنم
هر لحظه بتی می سازم و تصورات خویش را می پرستم
مرا ببخـش..
" گزیده ای از نیایش های شــــهید چــمران "

خدایــــا..
مرا ببخش..
تــو را می پرستم ولی هنوز از بت پرستی دست بر نداشتم
هنوز نتوانسته ام خود را به تــو قانع کنم
هر لحظه بتی می سازم و تصورات خویش را می پرستم
مرا ببخـش..
" گزیده ای از نیایش های شــــهید چــمران "

بــگذارید و بــگذرید
چشم بیندازید و دل مبازید
که دیــر یا زود ..
باید گذاشــت و گذشــت
" امام علی (ع) "

زائری بارانی ام آقــا بدادم میرسی؟
بی پناهم، خسته ام، تنــها
بدادم میرسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها،
به دادم میرسی ؟
ازکبوترها که میپرسم نشانم میدهند
گنبد و گلدسته هایت را
به دادم میرسی ؟
من دخیل التماس را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهـــرا ..
به دادم میرسی ؟!
*******************************
نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقــا !
چقدر ریسه برایت کشیده اند
.jpg)
ریسمان پاره را می توان دوباره گره زد..
دوباره دوام می آورد..
اما هرچه باشد.. ریسمان پاره ای است
شاید ما دوباره همدیگر را پیدا کنیم..
اما در آنجا که ترکم کردی..
هرگز دوباره مرا نخواهی یافت..
در من آدم بـــرفی است که
عاشق آفــــتاب شده
و این..
خلاصه ی همه ی داستان های عاشقانه ی دنیاست ..

ایمــان بی عشـــق
اسارت در دیگران است
و عشـــق بی ایمــان
اسارت در خـــود
" علی شــریعتی "

از مترسکی سوال کردم:
آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای؟
پاسخ داد:
در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنیست
که هرگز از آن بیزار نمی شوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:
راست گفتی
من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت:
تــو اشتباه می کنی زیرا کسی نمی تواند
چنین لذتی را ببرد مگر آنکه ..
درونش مانند من ،
از کاه پر شده باشد ...!!!

خـــدایــا..
ایوبت را به زمین برگــردان
می خواهم کمی از صــــبر
برایش بگویم
همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفهام
بس که اسم تو رو بردم بوی تو داره نفس هام

حکــــم ، اعــدام بود ...
اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد
دادســتان گفت:
آقــای زنــــدانــی، این چــــه کـــاریست ؟؟
زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت :
بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،
ولی آدم ها !!!!!
بدجـــور زمــینــم زدن ......!