کدوم مساوات؟!

 

هر دو چوب یک درخت بودیم..

او شد یک پیپ فانتزی زیبا

 اما من..

هیزمی خشک که در شومینه می سوزم برای گرم کردن کسی که آرام و خوشبخت از کام اومی گیرد...

 

آیا باز هم می گویی زندگی را با انصاف تقسیم کرده اند!؟

 

جـــایـــی هـــمین حـــوالـــی

 

 

امتداد فاصله از اعتبار عاطفــــه نمی کاهد

همیشه هســـتی ..

جـــایـــی هـــمین حـــوالـــی

من به یاد دل و دل یاد تو را می گیرد × دل اگر یاد عزیزیش نکند می میرد

شبی از شب ها

 

یــــــــــــــــاد من پــــــــــــــــاورچین

 

از در خانه برون رفت

 

و ندانستم که کی باز آمد و کجا بود

 

آن قدر بو بردم که تـــــــــــــــــــــــنش ، بوی دلاویز تو را با خود داشت..