لاله‌ اى بود که با داغ جگر سوخته بود

آتشى در دل سودا زده افروخته بود

شرم دارم که بگویم تن مسموم تو را

خصم با تیر به  تابوت به هم دوخته بود . . .

 

 

یا بن طه..

پیکر پاکت از میدان جنگ آمده یا از سرسرای عشق؟!

پیکر غرق به خونت تمامی محاسبات من را برهم میزند..

جواب کرامتت این بود؟

 که اینگونه تیر خصم را میهمان پیکرت کنند؟

با این جماعت که این گونه با پیکرت نا مهربان است،

 باید هم غربت بقیع را به بودن و ماندن در میان آن ها ترجیح می دادی..